میگه پات خواب افتاده
-نه افتادم:(
-میگه از موتووور؟؟
-نه رو پله ها:))
-میگه تو زن نگیر:))
توهنوز نمیتونی مراقب خودت باشی...چجوری میخوای دیگه مراقب دختر مردم باشی:)
اونم از اون دفعه انگشتت خورد به در اینهمه تو گچ و آتل بود
-میگم نه من عجله داشتم و ....
جریان رو براش تعریف کردم که بیرون بودم و اینجوری افتادم و اونم هی میخنده
حالا نمیپرسه خب الان چت شده؟
میگه کسی که تو رد ندید افتادی؟؟؟؟
میگم نه به هر سختی بود بلند شدم زود
.....
+خودم میدونم چقد برا دوستام اهمیت دارم و به فکرمن:/
+ من همچنان دارم مقاومت میکنم و نمیرم دکتر که عکس بگیرم:)
چون اگه خدای نکرده چیزیش شده باشه اصلا حوصله آتل و گچ و اینا ندارم:(
+والیبالم از همیشه شاهکار تر بودن:/.. و خداروشکر حداقل لهستان رو بردن بعد این همه مدت
و بقیه حرفا بمونه واس بعد
برچسب:
نویسنده: رادین حیدریان