نه که از ماشطه هم زحمت بى جا ببرد
دزد را راه به گنجينه پنهانى نيست
او همه نقشه که نقدينه پيدا ببرد
مرغ جان سرمدى و سنگرى قاف بقاست
کى فنا ره به سوى قلعه عنقا ببرد
ليک از آن دزد که ايمان برد ايمن نشوى
او قسم خورده که صد دل به يک ايما ببرد
"شهریار"
برچسب:
نویسنده: رادین حیدریان